دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

162

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

مينورسكى مىنويسد : « هرچند مفهوم اصطلاح « دولت » در تصور عامه مشخص و آشكار است ، ولى معنى آن در قاموس اصطلاحات عصر صفوى غامض و پيچيده است » گواينكه اصطلاح دولت گاهى به گونه مبهم و غامض بكاررفته ، ولى نزديكترين اصطلاح به اين واژه ، شايد اصطلاح ممالك محروسه باشد « 1 » . اين بيان نسبتا پيچيده مينورسكى در اينجا بايد اصلاح شود . شواهد زيادى در دست است كه مدتها پيش از فروپاشى صفويان ، مفهوم ممالك محروسه صفويان به گونه يك دولت ، شكل صيقل‌يافته و شسته‌ورفته‌اى پيدا كرده بود . اصطلاح مملكت ايران در زمان سلطنت شاه سليمان ( 1105 - 1077 / 94 - 1666 ) پيدا شد ولى اسكندر بيك منشى مورخ اين زمان در سال 1025 / 17 - 1616 بارها از اصطلاحات شبيه اصطلاحات دوره شاه طهماسپ اول ( 84 - 930 / 76 - 1524 ) درخصوص دولت صفوى استفاده كرد : ملك ايران ؛ ممالك ايران ؛ عرصه ايران ( اين اصطلاح بيشتر بار جغرافيايى داشت تا سياسى ) . حتى اگر كاربرد اسكندر بيك منشى از اين اصطلاحات در زمان سلطنت شاه طهماسپ اشاره بر موردى قبلى باشد ، باز نشان مىدهد كه در حكومت صفوى ، دست‌كم در زمان سلطنت شاه عباس اول ، تعريف مشخصى از دولت پديد آمده و در چارچوب مرزهاى معينى به كار رفته است . مفهوم دولت كه حال واژه‌اى معمولى براى كلمه انگليسى State است ، به‌تدريج مفهوم « ثروت و سعادت » حاكم را وانهاد ( يعنى هاله‌اى از احسان و بخشندگى حاكم كه شامل حال رعاياى او نيز مىشد ) و در مفهوم درست و صحيح خود به كار رفت . رويمر اشاره مىكند كه عثمانيان از زمان استقرار دولت صفوى ، وجود ايران را به‌عنوان يك مملكت صاحب تشكيلات پذيرفته بودند . سلطان عثمانى با يزيد دوم در نامه‌اى به شاه اسماعيل اول ، او را پادشاه ايران ناميد « 2 » . سازمانبندى تشكيلاتى دولت صفوى بر طبق اصطلاح « خط قرمز » كهن بارتولد ، يعنى « تقسيم تمام ارگانهاى تشكيلاتى به دو طبقه عمده درگاه ( كاخ ) و ديوان ( دفترخانه ) « 3 » » هم افقى ( در كنار خطوط و جهات قومى ) و هم عمودى بود . در ساحت قومى ، قزلباشان يا قبايل تركمان كه مهمترين عامل به قدرت رسيدن صفويان بودند ، اشرافيت نظامى دولت صفوى و يا به تعبير سنتى اسلامى « اهل شمشير » را تشكيل مىدادند . امرا و يا رؤساى اين قبايل در اوايل دوره صفوى واليان نظامى اكثر ايالات امپراتورى صفوى بودند . آنها مناصب عمده دولت را اشغال كرده بودند و در امور

--> ( 1 ) - تذكرة الملوك ، ص 24 . ( 2 ) - سيورى ، « دولت و سياست صفوى » ، ص 214 در مورد حواشى رويمر ؛ همان ، صص 8 - 206 ، در مورد نمونه‌هاى ديگر از اسكندر منشى كه نشان مىدهد ايران از نظر اين مورخ ، موجودى و يا دولتى مستقل بود . ( 3 ) - بارتولد ، تركستان تا حمله مغولان ، چاپ سوم ( لندن ، 1968 م . ، سرى موقوفات گيب ) ، ص 227 .